على محمدى

386

شرح اصول استنباط ( فارسى )

همين اندازه كافى است كه اجماع را براى ما حجت كند . جناب مصنف مىفرمايند : آسانترين و بهترين راه در مقام تحصيل اجماع و ارزشمندى آن در امثال زمان ما كه عصر غيبت كبرى است و صدها سال از سرچشمه فاصله داريم همين طريقه است و ساير طرق مذكور مبتلا به اشكال است . اشكال طريقهء اوّل : طريقه اجماع دخولى براى زمان حضور معصوم ( ع ) سودمند است زيرا كه در آن عصر امام ( ع ) با مردم حشر و نشر دارد و كاملا معقول است كه شخص به محضر امام ( ع ) رسيده و رأى حضرتش را هم جويا شده ولى آنحضرت را تفصيلا و بشخصه نشناخته بلكه علم اجمالى پيدا كرده كه امام در ميان مجمعين و يكى از آنها بوده و امّا براى زمان غيبت نافع نيست زيرا كه بنابراين نيست كه امام ظاهر باشند ولو به صورت شخص ناشناس تا مطمئن شويم كه رأى حضرتش را بدست آورده‌ايم پس به درد اين ازمنه نمىخورد و تازه نسبت به زمان حضور هم پس از اينكه مطمئن شديم كه رأى امام را بدست آورده‌ايم ولو در ميان دو نفر همان براى ما ارزشمند است ديگر نيازى به تحصيل اجماع و بدست آوردن رأى معصوم ( ع ) نيست . پس اين طريقه خوب است ولى براى ماها مفيد نيست فما قصد لم يقع . اشكال طريقهء دوّم : مرحوم مظفر در اصول فقه جزء سوم و مرحوم شيخ در رسائل از قاعدهء لطف كه مبناى قاعدهء لطف است جوابهائى داده‌اند ولى جناب مصنف جوابشان اينست كه اين قاعده‌ايكه شما تأسيس كرديد و در باب اجماع از آن بهره‌بردارى كرديد خيلى مجمل است و حدود آن اصلا تبيين نشده و جاى چند سئوال باقى است ؟ 1 - اينكه مىگوئيد : اگر امت همگى بر باطل و خطا بوده و بيراهه رفتند بر